طی تجربه چندین ساله ما ، به دو علت برنامه ریزی فردی برای شما  بسیار تعیین کننده است ،:۱- به دلایل آموزشی و مربوط به سیستم  آزمون آیلتس و ۲- به دلایل روانشناسی!

۱-A-مهارت های کاربرد زبان انگلیسی در فرمت خاص آیلتس باید اولا در داوطلب آیلتس ساخته شوند ،و ثانیا باید تا حدی تکرارو تمرین شوند ،که جزو سیستم ناخودآگاه اوشوند(ملکه ذهن او شوند)،ازآنجایی که در سر جلسه آزمون باتوجه به میزان استرسی که داوطلب دارد توانایی فکر کردن به اینکه این کلمه یا آن گرامر درست است یا نه به حداقل میرسد ،و زبان آموز هرچه میداند، ومی تواند تشخیص دهد و بسازد، آنچه است که در سیستم او Defaultشده است ،مثلا اینکه شما بدانید باید برای سوم شخص مفرد زمان حال ساده خود بعد از فعل تان s بگذارید، با اینکه عملا سر جلسه درspeaking و writing ، آنرا (s سوم شخص را )بگویید و بنویسید دو داستان متفاوت است !

 

خوب، در این زمینه یک تعدادی از اشکالات داوطلبان،اشکالات معمول و تکرارشونده زبان آموز ایرانیست ،از آنجایی که انگلیسی ای که میداند را با سیستم ترجمه از فارسی به انگلیسی و انگلیسی به فارسی ،و مقایسه باسیستم گرامری ،آوایی و جمله بندی فارسی یاد گرفته است ،که طی سالها تجربه دست اول با زبان آموز ایرانی، ماخوب میدانیم آن اشکالات چیستند ،و بهترین شیوه تدریس و حل آنها را طراحی کرده ایم!

 

اما یک دسته از اشکالات هستند که در هر زبان آموز متفاوت اند،هر شاگرد نقاط قوت و ضعف خود را دارد.مثلا زبان آموزی لغت خیلی خوب یاد میگیرد،و خوب هم یادش میماند ،ولی در کاربرد گرامر ضعیف است و علی رغم دایره لغات قوی اش جملاتش سر و ته ندارند ،منظورش درست نمیرسد ،و درنتیجهspeaking و writing اش ضعیف است!و در مقابل شاگردی فیلم و سریال های زیادی تماشا کرده و گرامر و ساختار درست به گوشش آشناست ،اما از آنجایی که فیلم ها را با زیرنویس فارسی دیده ،معنی لغت ها را درست  و دقیق نمیداند،که هم درک مطلبش را در Reading و Listening ضعیف میکند ،و هم جملاتی که در Speaking و Writing میسازد ،با منظوری که در ذهن دارد تفاوت داشته وعملا بی معنی درمی آیند!

 

بنابراین آنچه مسلم است مطالبی که باید به این دو تدریس شود ،و تمرین و تکالیفی که باید هر کدام انجام دهند کاملا متفاوت است،در نتیجه لازم است که یک استاد متخصص و با تجربه آیلتس در درجه اول نقاط قوت و ضعف هر زبان آموز را شناسایی کند،و بر اساس آنها طوری برای تدریس به او ،وتمرین کردن و تکالیفی که به او میدهد برنامه ریزی کند که اولا نقاط ضعفش برطرف شود ،و ثانیا به او آموخته شود که چطوراز نقاط قوتش طوری بهره برداری کند که هم نقاط ضعفش را دور زده و از این طریق نمره خوبی بیاوردو هم روی نقاط قوتش طوری تاکید شود که  اعتماد به نفس لازم ،که به طور مستقیم روی عملکردش سر جلسه امتحان تاثیر دارد ،در او شکل بگیرد!اما اگر همه زبان آموزان با نقاط قوت و ضعف متفاوت  طی یک برنامه ریزی مشترک پیش برده شوند نقاط ضعف شان باقی مانده ،و نقاط قوت شان عملا در نمره شان بی فایده و بلا استفاده میماند،چون از نقاط ضعف خود میترسند و آن راندمان درک مطلب و تولید زبان شان را پایین نگاه میدارد!

 

B-سرعت یادگیری هر زبان اموزممکن است با زبان اموز دیگر متفاوت میباشد،مثلا شاگردی با یک بار توضیح ،۲ مثال، و نیم ساعت تمرین مرتبط، کاملا مهارت کاربرد یک مطلب را، بدون غلط ،کسب میکند ;اما شاگرد دیگر باید چند بار ،به سبک ها و با مثالهای مختلف برایش توضیح داده شود تا اولا مفهوم را درک کند ،و سپس به تمرین های دوره ای با فاصله های مشخص نیاز دارد تا مطلب در ذهن او درونی شده و به یک عادت در حرف زدن و نوشتنش تبدیل شود!که برنامه ریزی های متفاوتی را برای هر کدام میطلبد.

 

C-هدف هر داوطلب آیلتس  و وقتی که برای رسیدن به آن داردمتفاوت است ،مثلا یک داوطلب نمره ۷ احتیاج دارد و ۴ ماه زمان دارد ،و داوطلبی دیگر نمره ۶ میخواهد و ۷ ماه زمان دارد ! و بنابر این برنامه ریزی ای برای این دو میشود باید قاعدتا متفاوت باشد.

 

۲-اکثریت کسانی که داوطلب آزمون آیلتس میشوند ،به دلیل تصمیمی که درجهت تحصیلات ،شغل،و مهاجرت برای زندگی خود گرفته اند ، و سرمایه گذاری و ریسکی که برای این تصمیم کرده اند سنگین است،نمره آیلتسی که میآوردند بسیار برایشان تعیین کننده است ،و فشاری که روی شان  است برای اینکه عملکرد خوبی در این آزمون داشته باشند، این پروسه را بسیار نگران کننده و استرس زا میکند!برنامه ریزی اختصاصی برای هر زبان اموزبا توجه به نقاط قوت و ضعف او ،وزمان و هدفی که دارد ، اطمینان خاطری به او میدهد ،که میداند اگر این پروسه را که دقیقا با توجه به نیازها، توانمندی ها،و شرایط او طراحی شده دنبال کند ،نتیجه ای که میخواهد به دست آوردنی است ،استرس بسیار کمتری داشته و نه تنها از پروسه آمادگی آیلتس لذت میبرد،بلکه نتیجه خوبی هم به دست خواهد اورد!